حالم بد است (فرهنگ و اجتماعي)
از رفتارهایتان (رفتارهایمان) حالم بد است ،
از طرز رانندگیتان ،
از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،
از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،
از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و بی غیرتی
محض راجع به عزیزان دیگران،
از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان در تاکسی ،
از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ،
از آشغال ریختن تان در خیابان ،
از قابلیت تان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل ،
از بی تفاوتی تان نسبت به خونهای ریخته شده بر کف خیابان ،
از عملهای زیبايی ،
از یکی نبودن حرف و عمل تان ،
از تعارفهای بی موردتان ،
از غیبت کردنهای کثیرتان ،
از تغییر نظرهای یک ساعته تان ،
از بی تفاوتی تان نسبت به کار کودکان ،
از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان ،
از مرگ بر گفتن ها و درود فرستادنهای یک شبه تان،
از عشقهای یک شبه تان ،
از انتخاب دوست بر مبنای نوع خودرواش ،
از چاپیدن یکدیگرتان ،
از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان ،
از بی مطالعه بودنتان ،
از تن دادن و دل ندادنتان ،
از ذوب شدن تان در فرهنگ عرب و فراموش کردن زبان مادریتان ،
از رفتارهایتان در پاتایای تایلند و آنتالیای ترکیه ،
از عدم رعایت نظافت شخصیتان ،
از فروختن شرفتان به قیمت یک سال محصولات شرکت ساندیس ،
از مدرک گرا بودنتان ،
از کلاس گذاشتنهای بی موردتان ،
از جوکهای قومیتی تان ،
از نژاد پرستی تان ،
از خواب 1400 ساله تان
از ادعاهای گزافتان راجع به مشاهیر ایران و ندانستن تاریخ تولدشان ،
از مصرف گرا بودنتان ،
از قسطی خریدن بنز برای فخر فروشی ،
از رقصیدنتان در مهمانی با روسری ،
از خوردن مشروب بعد از اقامه نماز و ...
...از کجا بگویم ...
...از چه بگویم ...
که حالم بد است ، خیلی هم بد است ...
من تصمیم خودم را گرفته ام و با این نامه تغییر را شروع کردم ...؛
تو چطور؟