ديروز - امروز - فردا (جملات قصار)
- تجربه از ديروز
- استفاده از امروز
- اميد به فردا
ولي ما با ۳ جمله ديگر، زندگيمان را تباه ميكنيم:
- حسرت ديروز
- اتلاف امروز
- ترس از فردا.
" دكتر علي شريعتي "
- تجربه از ديروز
- استفاده از امروز
- اميد به فردا
ولي ما با ۳ جمله ديگر، زندگيمان را تباه ميكنيم:
- حسرت ديروز
- اتلاف امروز
- ترس از فردا.
" دكتر علي شريعتي "
در يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگزاري امتحانات سال ششم دبيرستان به عنوان موضوع انشاء اين مطلب داده شد که ''شجاعت يعني چه؟''
محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين'' و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته بود !
اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثناء به ورقه سفيد او نمره 20 دادند.
فكر ميكنيد اون دانش آموز چه كسي مي تونست باشه؟
درست حدس زديد : آن شخص ، دکتر علي شریعتي بود.
ميگويند تقوا از تخصص لازم تر است ،
آن را ميپذيرم ،
اما ميگويم:
آنكس كه تخصص ندارد و كاري را ميپذيرد ، بي تقواست.
( دكتر چمران )
زن و مرد از راهي مي رفتند، مأموران آنها را ديدند و آنها را خواستند!
پرسيدند شما چه نسبتي با هم داريد؟
زن و مرد جواب دادند: زن و شوهريم
مأموران مدرك خواستند،
زن و مرد گفتند: نداريم !
مأموران گفتند چگونه باور كنيم كه شما زن و شوهريد ؟! ...
... زن و مرد گفتند براي ثابت كردن اين امر نشانه هاي فراواني داريم ... !
اول اينكه آن افرادی كه شما مي گوييد دست در دست هم مي روند،
ما دستهايمان از هم جداست!
دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه مي كنند،
ما رويمان به طرف ديگريست!
سوم آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن، با هم با احساس حرف ميزنند، ما احساسي به هم نداريم!
چهارم آنكه آنها با هم بگو بخند ميكنند،
میبینید که، ما غمگينيم!
پنجم، آنها چسبيده به هم راه ميروند،
اما يكي از ما جلوتر از دیگری ميرود!
ششم آنكه آنها هنگام با هم بودن كيكي، بستني ای، چيزي مي خورند،
ما هيچ نمي خوريم!
هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترين لباسهايشان را مي پوشند،
ما لباسهاي کهنه تنمان است.. !
هشتم، ...
مأموران گفتند
خیلی خوب،
برويد،
برويد،..
فقط بروید ... !!!
فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!
فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از سلام و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!
فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راههاي کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند. ...
پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نويسم، مدادی است که با آن می نويسم! می خواهم وقتی بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و ...
به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟
میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی.
دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است...
توی تنهایی یک دشت بزرگ که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سر پاست ...
آنجا كه سخن باز ميماند ، موسيقي آغاز ميشود.