حکمت (تصنیف و ترانه)

همه نقاشي شديم با دستاي تو مهربون

دو تا رو با هم كشيدي ، يكي رو بي همزبون

به يكي نونوايي دادي به يكي يه لقمه نون

به يكي صد تا نشونه ، يكي بي نام و نشون

به يكي قصر طلايي ، به يكي گوشه خاك

يكي دو تا چتر داره ، يكي مونده زير بارون

بالاي نقاشيتو دادي به هر كي پول داره

ولي با اين همه پول ، هيشكي محبت نداره

پايين نقاشيتم درسته پولي ندارن

اما چهره اونا عشق رو به يادم مياره

اي خدا كاري بكن از آدماي نقاشيت

يكي هم پيدا بشه بذر محبت بكاره

"آلبوم هوای حوا - با صدای زنده یاد: ناصر عبداللهی"

لالایی (تصنیف و ترانه)

خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه كابوس زمستون نمی بینی

توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه

جای سیلی هاي باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی

یا با تردید كه بری یا كه بمونی

رفتی و آدمكها رو جا گذاشتی

قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی

تو توي جنگل نمی تونستی بمونی

دلتو بردی با خود به جای دیگه

اونجا كه خدا برات لالایی میگه

میدونم میبینمت یه روز دوباره

توی دنیایی كه آدمك نداره

"به ياد فاطمه ام كه برای همیشه مانا شد..."

آهنگ: آخرین نامه (آلبوم نقاب)

ترانه سرا: علی فرید

مرغ شب (تصنیف و ترانه)

به یاد پدر ٬

چو مرغ شب خواندی و رفتی

دلم را لرزاندی و رفتی

شنیدی غوغای طوفان را

ز خواندن واماندی و رفتی

به باغ قصه به دشت خواب

سایۀ ابری در دل مهتاب

مثل روح آزرده مرداب

دلم را لرزاندی و رفتی

چو مرغ شب خواندی و رفتی

تو اشک سرد زمستان را

چو باران افشاندی و رفتی

سیاه شب لاله افشان شد

کویر تشنه گلستان شد

تو می آیی آی تو می آیی

به باغ قصه به دشت خواب

به راه شیرین پر مهتاب

تو می باری چون گل باران

به جان نیلوفر مرداب

 

تصنیف: مرغ شب

با صدای: زنده یاد ایرج بسطامی

 

آتش دل (تصنیف و ترانه)

در دل آتش غم رُخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبحدم نشد فلک چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مَهَت جانا پرده برگشا ، در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوند
قسم به زند و پازند به جانم آتش افکند فراق رویت یک چند
بیا نگارا جمال خود بنما ، زِ رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من ، دل خون بس ز غم یاری غنچه دهن
گل درخشنده، چهره تابنده، غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده، دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی ، به ششدر محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خودبازی ، همچون سالک نقد جان بازی

آهنگساز: عبدالحسین برازنده (در ابوعطا)

شعر: استاد حسن صدر سالک

بی تابی (تصنیف و ترانه)

بیقرار توأم و در دل تنگم ، گله‌هاست

آه ، بی تاب شدن ، عادت کم حوصله‌هاست

مثل عکس رخ مهتاب ، که افتاده در آب

در دلم هستی و ، بین من و تو فاصله‌هاست

 

(( آه من ، شعر شب جدايي

ماه من ، كي ميشود درآيي

ابر بهارم ، طاقت ندارم از دوري تو تا كي ببارم

با ديده تر يكبار ديگر بر زانوي غم سر ميگذارم ))


آسمان ، با قفس تنگ ، چه فرقی دارد

بال ، وقتی ، قفس پر زدن چلچله‌هاست

پی هر لحظه ، مرا ، بیم فرو ریختن است

مثل شهری که ، به روی گسل زلزله‌هاست

باز، می پرسمت از مسأله‌ي دوری و عشق

و سکوت تو ، جواب همه مسأله‌هاست

 

(( آه من ، شعر شب جدايي

ماه من ، كي ميشود درآيي

ابر بهارم ، طاقت ندارم از دوري تو تا كي ببارم

با ديده تر يكبار ديگر بر زانوي غم سر ميگذارم ))

 

آهنگساز: محسن حسینی

خواننده: علیرضا قربانی

شعر زیبایی از شاعر توانا فاضل نظری

حسودی (تصنیف و ترانه)

"ترانه سرا: ژاكلين"

وقتی باد آروم آروم موهاتو نوازش میكنه, طبیعت وجودتو اینقدر ستایش میكنه

وقتی كه یواشكی خواب به سراغ تو میاد, برای داشتن چشمای تو خواهش میكنه

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو, خورشید از خواب پا میشه تنها واسه دیدن تو

وقتی كه چشمه حریصه واسه لمس تن تو, یا كه پیچك آرزوشه بشه پیراهن تو

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز میكنه, عشق تو حتی طبیعتو هوس باز میكنه

وقتی تو قلب خدا اینهمه جا هست واسه تو, چرخ گردون واسه تو گردشو آغاز میكنه

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

این همه عاشق داری ، چطور حسودی نكنم ؟

 "به یاد نوشین و علیرضای عزیز"

بهمن ۱۳۹۰

شبهاي رفتن تو (تصنيف و ترانه)

شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین كه خاطراتم بی تو چه پاره پاره است


با هر نفس توي سینه بغض تو، توي گلومه

با هر كی هر جا باشم عكس تو روبرومه


آخ، كه چقدر تنگه دلم برای اون شبها

كاشكی كه اون عشق بشینه دوباره توي دلامون


چی میشه برگردی بازم به روزهای گذشته

هوای پاییزی چرا توي عشق ما نشسته


شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین كه خاطراتم بی تو چه پاره پاره است


سپردی عهدمون رو، به دست باد و بارون

منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم


قهر تو راهمو بسته غم دلمو شكسته

توي این صدای خسته یاد تو پینه بسته


شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین كه خاطراتم بی تو چه پاره پاره است


غروبه باز دوباره شب توی انتظاره

ابر توي نگاهم نشسته خیال گریه داره


اسم تو فریادمه، درد توي صدام ترانه است

خنده آینه تلخ و بی تو پر از بهانه است


آخ، كه چقدر تنگه دلم برای اون شبها

كاشكی كه اون عشق بشینه دوباره توي دلامون


چی میشه برگردی بازم به روزهای گذشته

هوای پاییزی چرا توي عشق ما نشسته


شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است

ببین كه خاطراتم بی تو چه پاره پاره است

سنگ خارا (تصنيف و ترانه)

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم
سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخن ها
نـــکته ها از انجمن ها
بشنـــو ای سنگ بيابان
بشنويــد ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون

شمع خود سوزی چو من
در مــــــــــــــيان انجمن
گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
يک چنين آتش به جان
مصلحت باشــــد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد

من يکـــی مجنون ديگر
در پی ليـــــلای خويشم
عاشق ايـــــن شور حال
عشق بی پروای خويشم

تا به ســــويش ره سپارم
سر ز مــــــستی بر ندارم
من پريشان حال و دل خون
با هـــــمين دنيای خويشم

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگيرم
سنـــــــگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخن ها
نـــکته ها از انجمن ها
بشنـــو ای سنگ بيابان
بشنويــد ای باد و باران
با شما همرازم اکنون با شما دمسازم اکنون

 

شاعر : معینی کرمانشاهی
آهنگساز : مرحوم علی تجویدی
 دستگاه : شور (دشتی)

سیب (تصنیف و ترانه)

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون وقتای بیتابی میخوام

من میخوام یه دسته گل به آب بدم
آرزوهامو به یک حباب بدم
سیبی از شاخهء حسرت بچینم
بندازم رو آسمون و تاب بدم
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من

من از اون آسمون آبی میخوام
من از اون شبهای مهتابی میخوام
دلم از خاطره های بد جدا
من از اون وقتای بیتابی میخوام
من از اون وقتای بیتابی میخوام

مث یک دسته گل اقاقیا
دلم آواز میکنه بیا بیا
تو میری پشت علفها گم میشی

من می مونم و گل اقاقیا
من می مونم و گل اقاقیا
گل ایوون بهاره دل من
یه بیابون لاله زار دل من

 

ترانه سرا: فرهاد شیبانی

آهنگساز: فريبرز لاچيني

خواننده: سيمين غانم

گل گلدون (تصنیف و ترانه)

گل گلدون من شکسته در باد

تو بیا تا دلم نکرده فریاد

گل شب بو دیگه شب بو نمی ده

کی گل شب بو رو از شاخه چیده

گوشه ی آسمون پر رنگین کمون

من مث تاریکی تو مثل مهتاب

اگه باد از سر زلف تو نگذره

من میرم گم میشم تو جنگل خواب

گل گلدون من ماه ایوون من

از تو تنها شدم چون ماهی از آب

گل هر آرزو رفته از رنگ و بو

من شدم رودخونه دلم یه مرداب

آسمون آبی میشه اما گل خورشید

رو شاخه های بید دلش می گیره

دره مهتابی میشه اما گل مهتاب

از برکه های خواب بالا نمیره

تو که دست تکون میدی

به ستاره جون میدی

میشکفه گل از گل باغ

وقتی چشمات هم میاد

دو ستاره کم میاد

 می سوزه شقایق از داغ

 

شاعر: فرهاد شیبانی

آهنگساز : فریدون شهبازیان

خواننده : سیمین غانم

 

از خون جوانان وطن لاله دميده (تصنيف و ترانه)

از میان تمام تصنیف های عارف شاید تصنیف " از خون جوانان وطن لاله دمیده " مشهورترین باشد. این تصنیف تاریخی، هفتمین تصنیف از مجموعه تصنیف های عارف است. او در مقدمه آن نوشته است...

ادامه نوشته

شب جدايي (رهي معيري) (تصنيف و ترانه)

ای شب جدایی که چون روزم سیاهی ، ای شب

کن شتابی آخر ز جان من چه خواهی ، ای شب ؟

نشان زلف دلبری

ز بخت من سیه تری

بلا و غم سراسری

تیره همچون آهی ، ای شب ...

ادامه نوشته

درخت "ايرج جنتي عطايي"  (تصنيف و ترانه)

توی تنهایی یک دشت بزرگ        که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند            آخرین درخت سبز سر پاست ...
 

ادامه نوشته