شیطان بازنشست شد! (اعتقادی)
امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بود بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت …
گفتم: "ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدميان نصف روز خود را بی تو گذرانده اند …"
شیطان گفت: "خود را بازنشسته کرده ام... پیش از موعد!"
گفتم: "به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه میزنی؟"
گفت: "من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به دهها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟"
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: "آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند پيش رود، و گرنه در برابر آدم به سجده میرفتم و میگفتم که: همانا تو خود پدر منی.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت 23:35 توسط مرضیه قربانیمقدم
|