ایکاش (عبرت و آموزنده)

فکر می‌کنم همه مردم ، آمده و نیامده(خلق‌شده و خلق‌نشده) ، کلمه "ایکاش" را در فرهنگ لغات خود دارند. در واقع این واژه را خودشان آفریدند تا در مواقعی که خواستند به کار ببرند(حالا یکی کمتر ، یکی بیشتر)؛ حتی کسانی که رضایت کاری دارند از این قاعده مستثنی نمی‌شوند و نتیجه همه رفتارهایمان خلاصه می‌شود به «ایکاش» ؛

...حتی مدتها پیش در جایی خوانده بودم که ما آدمها همیشه بدنبال کسی بوده و هستیم تا همه تقصیرات رخ داده را به گردنش بیندازیم و تلاش نمی‌کنیم نزد خود فیدبک برای کارهای خودمان داشته باشیم.

خوب که نگاه می‌کنم معادلات و جوابهایش را کامل می‌بینم ولی قرار نیست که همه‌مان معادله بدانیم و یا بتوانیم جوابها را پیدا کنیم، این وسط «ایکاش» راحت‌ترین و پرکاربردترین لغت است و صد البته یک جایگزین غیرمنطقی است.

(به یاد سینا ؛ در عصر دوشنبه 23 آذرماه 1394 خورشیدی)

فرزندان ما ناجیان ما نیستند (فرهنگ و اجتماعي)

فرزندان ما ناجیان ما نیستند...

آيا فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد و همیشه نگران عملکرد آنها است ، فرزندی نمونه و وفادار است؟...

ولی چنین نیست.... واقعیت این است که وقتی فرزندی همیشه نگران شما است، این یعنی خودش یک آسیب دیدهٔ واقعی است که مسؤول آسیبش شمایید.

یک والد خوب والدی است که ذهن فرزندش از او آسوده باشد و به فرزند توانایی و قدرت فاصله گرفتنِ آسوده را بدهد.

وقتی فرزندتان از شما دور نمي‌شود،

وقتی همیشه نگران شماست،

وقتی تمام برنامه‌هایش را با شما تنظیم می‌کند،

نه اينكه نشانه وفاداری او ، بلکه نشانه آسیب خوردگی اوست.

توجه کنید وقتی دوامدار با فرزندتان صحبت می‌کنید و در گفتگو ها گوشزد می‌کنید که در این زندگی چقدر سختی و عذاب کشیده‌اید، چقدر رنج دیده اید و ...

در واقع مرتب به فرزندتان القا می‌کنید که من قربانی این زندگی هستم و تو تنها چشم امید و ناجی من هستی.

حالا او خودش را نجات دهنده شما تصور می‌کند و هیچ لحظه‌ایی را برای نجات شما از دست نمی‌دهد.

غافل از اینکه خودش تمام زندگیش را با نگرانی برای شما از دست می‌دهد.

بياييد در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندان خود می‌دهیم، آنها را مدیون و بدهکار و نا امن نکنیم.

به آنها کمک کنیم زندگی‌های مستقل و ذهنهای آرام داشته باشند ...

زيرا كه فرزندان ما ناجیان ما نیستند ...

چهل و هفت ضرب‌المثل و جمله معروف درباره ازدواج (ضرب المثل ها)

« چهل و هفت ضرب‌المثل و وجیزه‌های معروف(جملات قصار) درباره ازدواج »

 

یادداشت:
این ضرب‌المثل‌ها و وجیزه‌ها را که نتیجه تجارب افراد و جوامع مختلف میباشد و در اثر تجارب آنان به دست آمده است را صرف نقل میکنم. نظر خاصی در مورد آنها ندارم. دوستان اگر بخواهند، میتوانند از روی نظریات، عقاید و تجارب خود در مورد انتخاب درست و غلط آن نظر بدهند.

 

1)

هنگام ازدواج بیشتر با گوش‌هایت مشورت كن تا با چشم‌هایت.
(ضرب‌المثل آلمانی)


2)

مردی كه به خاطر”پول” زن می‌گیرد، به نوكری می‌رود.
(ضرب‌المثل فرانسوی)


3)

لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست.
(ضرب‌المثل چینی)


4)

زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد.
(ضرب‌المثل یونانی)


5)

زن عاقل با داماد ”بی‌پول” خوب می‌سازد.
(ضرب‌المثل انگلیسی)


6)

زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است.
(ضرب‌المثل انگلیسی)


7)

زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه‌ی خرابه هم زندگی می‌كنند.
(ضرب‌المثل آلمانی)


8)

داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی‌لیاقت.
(ضرب‌المثل لهستانی)


9)

دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می‌دهد.
(ضرب‌المثل ایتالیایی)


10)

داماد كه نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته‌ای.
(ضرب‌المثل فرانسوی)


11)

دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می‌شوی و با دیگری فقیر.
(ضرب‌المثل ایتالیایی)


12)

در موقع خرید پارچه، حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن.
(ضرب‌المثل آذربایجانی)


13)

برای یافتن زن می‌ارزد كه یک كفش بیشتر پاره كنی.
(ضرب‌المثل چینی)


14)

تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن.
(ضرب‌المثل چینی)


15)

اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر.
(ضرب‌المثل اسپانیایی)


16)

اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه‌دار.
(ضرب‌المثل تركی)


17)

ازدواج مقدس‌ترین قراردادها محسوب می‌شود.
(ماری آمپر)


18)

ازدواج مثل یک هندوانه است كه گاهی خوب می‌شود و گاهی هم بسیار بد.
(ضرب‌المثل اسپانیایی)


19)

ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
(ضرب‌المثل فرانسوی)


20)

ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است.
(سقراط)


21)

ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود.
(بورنز)


22)

ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می‌رود.
(رولاند)


23)

ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.
(ناپلئون)


24)

اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است.
(محمد حجازی)


25)

انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می‌توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم.
(خانم پرل باک)


26)

با زنی ازدواج كنید كه اگر ”مرد” بود، بهترین دوست شما می‌شد.
(بردون)


27)

با همسر خود مثل یک كتاب رفتار كنید و فصل‌های خسته كننده او را اصلاً نخوانید.
(سونی اسمارت)


28)

برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”كر” باشد و زن ”لال”.
(سروانتس)


29)

ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ  ”شجاعت” می‌خواهد.
(كریستین)


30)

تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی‌های یكدیگر را نمی‌بینند.
(اسمایلز)


31)

پیش از ازدواج چشمهایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید.
(فرانكلین)


32)

خانه بدون زن، گورستان است.
(بالزاک)


33)

تنها علاج عشق، ازدواج است.
(آرت بوخوالد)


34)

ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می‌شوند و اگر ”بد” شد هر دو می‌میرند.
(سعید نفیسی)


35)

ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل!
(تن)


36)

شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن.
(سیریوس)


37)

عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق.
(بالزاک)


38)

قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه‌ای نیستم.
(لرد لوچستر)


39)

مردانی كه می‌كوشند زنها را درک كنند، فقط موفق می‌شوند با آنها ازدواج كنند.
(بن بیكر)


40)

با ازدواج، مرد روی گذشته‌اش خط می‌كشد و زن روی آینده‌اش.
(سینكالویس)


41)

خوشحالی‌های واقعی بعد از ازدواج به دست می‌آید.
(پاستور)


42)

ازدواج كنید، به هر وسیله‌ای كه می‌توانید زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می‌شوید.
(سقراط)


43)

قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن.
(یكی از دانشمندان لهستانی)


44)

مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد.
(كارول بیكر)


45)

من تنها با مردی ازدواج می‌كنم كه عتیقه‌شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم.
(آگاتا كریستی)


46)

هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایتها كمتر خواهد شد.
(ولتر)


47)

هیچ چیز غرور مرد را به اندازه‌ی شادی همسرش بالا نمی‌برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می‌داند.
(جانسون)

معرفي وبلاگ دوم من (دانستني ها)

دوستان سلام

همانطور كه مطلع هستيد خدمات « بلاگفا » در ارديبهشت 1394 يعني ابتداي سالجاري به مشكل برخورد كرد و تا حدود دو ماه از سرويس‌دهي خارج بود.(براي اطلاع از جزئيات بيشتر در اين زمينه ميتوانيد به سايت اختصاصي « بلاگفا »   مراجعه كنيد)؛ در حال حاضر از تيرماه امسال با شروع مجدد خدمات‌دهي « بلاگفا » ، اينجانب مطالبم را كه براي هر ماه جداگانه انتشار داده‌ام در همين وبلاگ تقديمتان مينمايم كه ميتوانيد آنها را بخوانيد و دنبال كنيد و به همين بهانه نيز در اينجا به عرض ميرسانم چنانچه اشكالي دوباره در سايت « بلاگفا » پيش آمد، لطفا نوشته‌ها و مطالبم را در وبلاگ ديگر خودم كه منتشر كرده‌ام، پيگيري بفرماييد و به آدرس زير در دسترس‌تان هست؛ نشاني وبلاگ دوم من چنين است:

(البته ببخشيد كه اين مدلي آدرس وبلاگ جديدم رو نوشتم)

http

:

//

maldar

.

blog

.

ir

 

از شما بخاطر همراهي‌تان سپاسگزارم

و

همچنان مانند قبل، منتظر نظرات ارزنده‌تان هستم.

با احترام

کاخ آرزو (جملات قصار)

مردمان جهان از خُرد تا بزرگ،

تارهای سست از آرزوهای گران بر گرد خویش می‌تنند

و خود، عنکبوت‌وار میان آنها جای می‌گیرند.

ناگهان ضربت جارویی این تارهای سست را از هم می‌گسلد.

آنگاه همه فریاد بر می‌آورند که

کاخی آراسته به دست 
ستم ویران 
شده است.

( یوهان ولفگانگ گوته )

تقدير و سرنوشت براي شير و سگ (اعتقادي)

از تقدیر و سرنوشت غمگین نباش ،

چه بسا سگهایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند،

شادی کردند، و خود را بزرگ پنداشتند،

ولی نمی‌دانستند كه شیر، هميشه شیر می‌ماند و سگ، هميشه سگ.

آهاي مداد رنگی‌ها ، به یاد هم باشید (عبرت و آموزنده)

"آهاي مداد رنگی‌ها ، به یاد هم باشید"

مداد رنگی‌ها همگي مشغول بودند ، به جز مداد سفید،

هیچکس به او کار نمی‌داد ، همه می‌گفتند: "تو به هیچ دردی نمیخوری...،"

یک شب که مداد رنگی‌ها توي سیاهی شب گم شده بودند،

مداد سفید تا صبح ماه کشید، مهتاب کشید، و آنقدر ستاره کشید که

کوچک و کوچک‌تر شد.

صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد...

به یاد هم باشیم ، فردا حتماً خواهد آمد، اما شاید فردا ما در کنار هم نباشیم...

آزادي ، سيمين بهبهاني (اعتقادي)

آزادي - بانو سيمين بهبهاني:  

آزادی تنها اين نيست كه بانوان هموطن خرمن گيسو در باد افشان كنند. 

آزادي تنها اين نيست كه تو با جفت خود در خيابان آزادانه قدم بزني.  

آزادي تنها اين نيست كه تو نيمه شب ، مست در كنار زاينده‌رود غزل بخواني. 

آزادي تنها اين نيست كه بانوان ، پوست تن را بی‌هیچ حجابي به بوسه‌ي آفتابِ كنار درياي خزر و خليج پارس بسپارند. 

آزادي تنها اين نيست كه پسركي ، لب دختركي را از سر شوق ناگهان در پيش چشم مردم ببوسد! 

...  

آزادي اين است كه نه تو به نيمه عريان بودن ديگري كار داشته باشي ، نه او به حجاب تو! 

آزادي اين است كه نه من به ميگساري تو كار داشته باشم ، نه تو به نماز شب من! 

آزادي اين است كه نه من به بی‌خدایی تو كار داشته باشم و نه تو به خدا داري من. 

آزادي اين است كه نه تو به زور در پي نوشاندن شربت كوثر به من باشي ، و نه من به زور در پي بخشيدن لذت شراب به تو... 

آزادي اين است كه نه دين من بر تو حكم براند ، نه من تو را بی‌دین بخوانم. 

آزادي اين است كه نه من تو را با بی‌دینی تو تكفير كنم ، و نه تو مرا با دين من تحقير...

بيچاره گرگ (عبرت و آموزنده)

گرگی عاشق آهویی شد؛

تمام دندانهایش را کشید که او را نخورد،

آهوی او رفت...

حالا او مانده و بره‌هایی که یکی یکی به صف می‌شوند

و گرگ فقط با حسرت نگاهشان می‌کند...

ویژگی‌هاي "هفت‌سین‌" نوروز باستاني (دانستني ها)

"هفت‌سین‌" ها ، باید دارای این ویژگی‌ها باشند:

1- نام آنها پارسی باشد.

2- با بندواژه (حرف) سین آغاز شود.

3- دارای ریشه گیاهی باشند.

4- خوردنی باشند.

سیر. سبزی(یا سبزه). سیب. سنجد. سرکه. سمنو. و سماغ !

لذا: سنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ).

سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ).

سماور ( نه خوراکی است نه پارسی  ).

در بیست میلیون واژه‌های پارسی، نمیتوان "هشتمی" را برای هفت‌سین‌های

نوروزی پیدا کرد که دارای این ویژگی‌ها باشند:

هر یک از سین‌های "هفت‌سین" ، نماد یکی از سپنتاهای ( هفت ابر فرشته )

کیش زرتشت است:

سیر - نماد اهورا مزدا. 

سبزه - فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است.

سیب - فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است.

سنجد - فرشته خرداد نماد دلبستگی.

سرکه - فرشته مرداد نماد جاودانگی.

سمنو - فرشته شهریور نماد خواربار.

سماغ - فرشته بهمن نماد باران.

در ضمن ؛ سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه (حرف)  " ق " نوشته شود.

(دکتر ناصر انقطاع)

جاذبه زمین و عشق (جملات قصار)

جاذبه زمین مسؤول افتادن مردم در دام عشق نیست.

"آلبرت اینشتین"

"فرا رسیدن بهار طبیعت و آغاز سال جدید خورشیدی تبریک و تهنیت باد"

(دوستتان دارم - با احترام)

تغییر یا تقدیر ؟ (جملات قصار)

برای کشف اقیانوسهای جدید، 

باید شهامتِ ترکِ ساحل آرام خود را داشته باشید؛  

این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر. 

"لئو تولستوی"

مغز فرّار و فرار مغزها (مدیریتی)

ظهور شبکه‌های ارتباطی نو و سیطره تکنولوژی بر جامعه و زندگی مردم آنقدر مؤثر و عمیق است که معانی واژه‌ها و نحوه تشریح و توضیح کلمات را دچار تحول کرده است.

به گونه‌ای که علاوه بر مفهوم، "موضوع" نیز دگرگون شده است. تا دو دهه قبل سعی اصلی مدیران عالی پیشگیری یا حداقل محدودیت برای خروج نخبگان از کشور خط مشی و سیاست‌گذاری نهایی نهادهای علمی بود و هنوز هم هست غافل از اینکه فرار مغزها دیگر با جسم فرد ارتباط چندانی ندارد و طرح‌ها و برنامه‌های محققان و پژوهشگران به راحتی در اختیار دیگران قرار می‌گیرد بی‌آنکه نیازی به هجرت و عزیمت به خارج کشور باشد. اکنون مسأله "فرار مغزها" نیست "مغز فرّار" دانشمندان، پژوهشگران و صاحب نظرانی است که با هزینه، زمان و امکانات کشور به طراحی، نوآوری و تفکر می‌پردازند اما محصول و حاصل آن در محل دیگری استفاده می‌شود. در این صورت آیا هنوز هم مشکل فرار مغزهاست یا نظارت و مدیریت صحیح بر سازمانهایی که با بودجه و امکانات کشور به پژوهش‌هایی می‌پردازند که یا امکان استفاده آن در ایران نیست یا توانایی بهره‌برداری آن موجود نیست و یا اساساً اطلاع لازم از آنجام آن پژوهشها وجود ندارد. به نظر می‌رسد ورود بخش خصوصی به عرصه پژوهش و تحقیق و توسعه و ایجاد ارتباط لازم با بدنه اصلی تولیدی بر اساس نیازهای کاربردی و اساسی کشور تا حد زیادی میتواند به رفع این مشکل کمک کند.

سایت خبرآنلاین چهارشنبه 6 اسفندماه 1393 بخش وبلاگ (نوشته: محمود اسعدی)

عطر گیسوی تواَم کرده معطّر ، نه گلاب (حيدر يغما)

« عطر گیسوی تواَم کرده معطّر ، نه گلاب

مستم از بادۀ عشق تو ، نه از جام شراب

تیر عشق است که فریاد مرا کرده بلند

هجر یار است که در جان من افکنده عذاب

این که برخیزدم از سینه ، شرار است ، نه آه

وین سرشک است که می‌ریزدم از دیده ، نه آب

رشتهء عهد تو بسته است مرا پای ، نَه چرخ

این ملال است که بفشرده مرا تنگ ، نه خواب

این خروش است که از دل رَوَدم ، نی فریاد

این دل است آنچه از او دود برآید ، نه کباب

شعر از سینهء یغما تَرَود ، نی ز قلم

مطلب از نادیِ الهام بُود ، نی ز کتاب »

شعر از: حيدر يغما

بیزاری (شعر)

فقط از دو چیز بیزارم،

اول تبری که

شاخه‌ی درخت میهنم را می‌برد

دوم دختری که

دل شاعری را می‌شکند

به خاطر یک بوسه

"لطیف هلمت"

تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجد (حيدر يغما)

« تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجد

روان سرکشم در قالب پیکر نمی‌گنجد

مرا اسرار از این گفته‌ها بالاتر است ، امّا

به گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمی‌گنجد

به سینه دست نادانی مزن ارباب دانش را

اگر علمی تو را در مخزن باور نمی‌گنجد

عجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداری

اذان صبح اندر گوشهای کر نمی‌گنجد

مرا خواب آن زمان آید ، که در زیر لَحَد باشم

سر پُرشور اندر نرمی بستر نمی‌گنجد

ز بس راه وفاداری سریع و آتشین رفتم

سخنهای وفایم در دل دلبر نمی‌گنجد

توانگر را مخوان در گوش دل اسرار ِ درویشی

که در خشخاش ، خورشید بلندْاختر نمی‌گنجد

دل سرگشته‌ام هر لحظه آهنگ عَدَم دارد

که رسوایی چو من در عالم ِ دیگر نمی‌گنجد

نشان قبر مگذارید بعد از مرگ یغما را

شهاب طارم ِ اسرار ، در مقبر نمی‌گنجد »

شعر از: حيدر يغما

دستهامان (شعر)

دستم را بفشار

واژه می‌بارد و

شعر می‌چکد،

دستت را می‌فشارم

پنج شیشه عطر

می‌شکند میان دستم ...

"لطیف هلمت"

با حیوانات هم مهربان باشیم (جملات قصار)

عظمت يک ملت و پيشرفت اخلاقي آن را ميتوان

از نحوه رفتارشان با حيوانات ، قضاوت کرد.

"مهاتما گاندي"

قفل و کلید (جملات قصار)

مهم نیست قفلها رو کی میزنه ،

مهم اینه که کلید اصلی دست خداست

 

اثر حرف (شعر)

دل که رنجید از کسی ، خرسند کردن مشکل است

شیشهء بشکسته را پیوند کردن مشکل است

کوه را با آن بزرگی میتوان هموار کرد

حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است

 

ضرب المثل چینی (ضرب المثل ها)

یک ضرب‌المثل چینی هست که میگه:

 " كم رنگ‌ترين جوهر از قویترین حافظه‌ها ،

دوامش بیشتر است. "

 

اندکی فکر کن... (عبرت و آموزنده)

اندكي فكر كن...

به آنهایی فکر کن که هیچگاه

فرصت آخرین نگاه و آخرين خداحافظی را نیافتند.

به آنهایی فکر کن که

در حال خروج از خانه گفتند: "روز خوبی داشته باشی"،

ولي هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند: "مامان زود برگرد"،

و اکنون نشسته‌اند و هنوز انتظار می‌کشند.

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی

برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

و ای کاش زودتر این موضوع را می‌دانستند.

به افرادی فکر کن که بر سر موضوع‌هاي پوچ و احمقانه

رو به روی هم می‌ایستند

و بعد "غرور"شان مانع از "عذرخواهی" می‌شود،

و حالا دیگر حتی روزنه‌ای هم برای بازگشت وجود ندارد...

اندكي فكر كن...

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه‌ای از مرگ،

ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می‌کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته‌اند

و هرگز نمی‌دانستند که:

آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می‌زنند،

و اکنون دلتنگِ رفتگان خود نشسته‌اند، گریه می‌کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید...

کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،

فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،

در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده‌اید.

قدر لحظات خود را بدانید.

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان

از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛

زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود.

"دیروز" ، گذشته است؛ و  "آینده" ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.

لحظه‌ي "حال" را دریاب

چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.

اندکی فکر کن!...

وسواس فکری (دانستنی ها)

این طور بگویم که:

به عقیده من

امروزه اکثر ما مردم

از تصور مصيبت‌هاي بي‌شماري رنج مي‌بريم که

بيشتر آنها روي نخواهند داد.

آموخته‌ام که... (عبرت و آموزنده)

آموخته‌ام که:

با پول مي‌شود خانه خريد ولي آشيانه نه،

رختخواب خريد ولي خواب نه،

ساعت خريد ولي زمان نه،

ميتوان مقام خريد ولي احترام نه،

ميتوان کتاب خريد ولي دانش نه،

دارو خريد ولي سلامتي نه،

خانه خريد ولي زندگي نه

و بالاخره ،  ميتوان قلب خريد، ولي عشق را نه.

 

آموخته‌ام ... که:

تنها کسي که مرا در زندگي شاد ميکند

کسي است که به من ميگويد: "تو مرا شاد کردي"

آموخته ام ... که:

مهربان بودن، بسيار مهمتر از درست بودن است.

آموخته ام ... که:

هرگز نبايد به هديه‌اي از طرف کودکي، نه گفت.

آموخته ام ... که:

هميشه براي کسي که به هيچ عنوان

قادر به کمک کردنش نيستم ، دعا کنم.

آموخته ام ... که:

مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد،

همه ما احتياج به دوستي داريم

که لحظه‌اي با وي به دور از جدي بودن باشيم.

آموخته ام ... که:

گاهي تمام چيزهايي که يک نفر ميخواهد،

فقط دستي است براي گرفتن دست او ،

و قلبي است براي فهميدن وي.

آموخته ام ... که:

راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي،

شگفت‌انگيزترين چيز در بزرگسالي است.

آموخته ام ... که:

زندگي مثل يک دستمال لوله‌اي است،

هر چه به انتهايش نزديک‌تر مي‌شويم، سريع‌تر حرکت ميکند.

آموخته ام ... که:

پول شخصيت نميخرد.

آموخته ام ... که:

تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي ميکند.

آموخته ام ... که:

خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد

پس چه چيز باعث شد تا من بينديشم كه

ميتوانم  همه چيز را در يک روز به‌ دست بياورم.

آموخته ام ... که:

چشم ‌پوشي از حقايق، آنها را تغيير نميدهد.

آموخته ام ... که:

اين عشق است که زخم‌ها را شفا ميدهد نه زمان.

آموخته ام ... که:

وقتي با کسي روبرو ميشويم  انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد.

آموخته ام ... که:

هيچکس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم

آموخته ام ... که:

زندگي دشوار است ، اما من از او سخت‌ترم.

آموخته ام ... که:

فرصت‌ها هيچگاه از بين نمي‌روند، بلکه

شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.

آموخته ام ... که:

آرزويم اين است که قبل از مرگِ مادرم

يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم.

آموخته ام ... که:

لبخند ارزانترين راهي است که ميشود با آن ، نگاه را وسعت داد.

 

"سر چارلز اسپنسر چاپلين"

چارلی چاپلین (جملات قصار)

من زمان زيادي در سيرک زيسته‌ام

و هميشه و هر لحظه براي بندبازان روي ريسمانِ لرزنده نگران بودم

اما اين حقيقت را بگویم که مردم بر روي زمين استوار و گسترده

بيشتر از بندبازاني که روي ريسمانِ لرزنده هستند، سقوط مي‌کنند.

 

بخشی از نامه‌ چارلي به دخترش(جرالدین)

اینگونه نگاه کنید... (اعتقادی)

مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفایش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه‌اش

دانشمند را به عملش نه به مدرکش

مدیر را به عملکردش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

سخن را به معنایش نه به گوینده‌اش

زندگی را به زیبایی‌اش نه به سرنوشت‌اش

"روزگارتان خوش"

خدا و من (اعتقادی)

از خدا خواستم ... 

از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد.

فرمود: گرفتن عادت‌ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی.

از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند.

فرمود: روح او همه چيز است و جسمش خاکی است و گذرا.

از خدا خواستم به من صبر عنايت کند.

فرمود: صبر زاييده درد و رنج است صبر بخشيده نمی‌شود ، آموخته می‌شود.

از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند.

فرمود: من به تو برکت می‌دهم ،خوشبختی بر عهده خودت است.

از خدا خواستم درد و رنج را از من دور کن.

فرمود: درد و رنج ، تو را به من نزديکتر  می‌کند.

از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند.

فرمود: تو خود بايد از درونت شکوفا شوی من تنها میتوانم شاخ و برگهایت را هَرَس کنم تا پربارتر شوی.

از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می‌شوند، از زندگی لذت ببرم، به من بدهد.

فرمود: من به تو زندگی مي‌دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری.

از خدا خواستم کمکم کند ، همه را دوست بدارم ، به همان اندازه که ديگران مرا دوست دارند.

فرمودند: بالاخره آنچه را که بايد ، از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخص باشی ، اما برای شخص من مثل يک دنيا هستي.

اندیشه (جملات قصار)

آرام‌ترين كلمات‌اند كه طوفاني را با خود به همراه مي‌آورند...

افكاري كه با پاي كبوتران پيش مي‌آيند ، جهان را مسخر مي‌سازند.

"نيچه"

تکنولوژی (جملات قصار)

از روزی میترسم که

تکنولوژی از تعاملات ما انسانها سبقت بگیرد.

آنگاه دنیا نسلی از ابلهان خواهد داشت.

"آلبرت انیشتین"

یا حسین (اعتقادی)

هر وقت سيلي خوردي بگو : يا زهرا

هر وقت دستت را بستند بگو : یا علی

هر وقت بی‌یاور شدی بگو : یا حسن

هر وقت آب خوردی بگو : یا حسین

هر وقت شرمنده شدی بگو : یا عباس

اما اگر تشنه شدی آب نخوردی...

بی‌یاور شدی...

دستت را بستند...

سیلی خوردی...

شرمنده شدی... بگو :

امان از دل زینب