چو موج باش كه از صخره در عَدَم نشوي

چو كوه باش كه از بادِ تند خَم نشوي

چو شمع باش كه گر صدهزار شمع دگر

فروزد از تو، تو يك ذرّه بيش و كم نشوي

ز تُندباد قضا سرنگون نخواهي شد

اگر ز حرف كسان بي‌جهت عَلَم نشوي

فلك براي عروج تو ره گشوده، برو

گشاي بال، كه از خستگي دژم نشوي

عقاب چرخ و فلك، پَر به پاي تو ريزد

چو لاشخوار اگر بندۀ شكم نشوي

حديث عشق ندارد كتاب، اي يغما

مرو به مدرسه تا نوكر قلم نشوي!

شعر از: حیدر یغما