بخندیم(1 از 5) (لطیفه،جوک)
شماهام وقتی بچه بودین مامان باباتون بهتون میگفتن اگه دستتون رو از پنجره ماشین بیرون کنید کامیون میاد میزنه دستتون قطع میشه؟
یا فقط پدر و مادر من با روح و روان من بازی میکردن؟
::
::
ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ یهو ﮔﻼﺑﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿﻢ.
::
::
یه دسته از پشه ها پشه نیستن که ، عقابن تو لباس پشه کثااااافتاااا !
::
::
والا مام زدیم به سیم آخر ولی قبلش یکی سیم آخرو زده بود به برق !
::
::
دیروز سر چهارراه یه نفر اومد گفت: گل میخای؟
منم مثل فیلما پنج تومن دادم و گفتم همشو بده. بعد یارو گفت: ببخشید آقا دونهای چهار تومنه !
::
::
خونمون از ترس مامانم طوری فرهنگسازی شده که همه با لیوان میرن دم یخچال ولی پارچو سر میکشن و خیلی آروم میان لیوانو میزارن سر جاش میرن...
::
::
هر بار به خودم میگم امشب یه شام سبک میخورم ؛ ولى یه ندایى از اعماق وجودم خودش زنگ میزنه پیتزا سفارش میده!
::
::
توی خونه ، مامانم تو غذا نمک نمیریزه ، اعضای خونواده لقمههاشونو میمالونن به من بعد میخورن. تا این حد من سرشار از با نمک بودنم.
::
::
ملّت Love میترکونَن ؛ ما از این پلاستیک حبابدارا ...
::
::
پشهها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا.
::
::
یکی از سختترین کارهای این دوره و زمونه اینه که بدونی چه جوری با یه بچه رفتار کنی که بهت فحش نده !
::
::
دقت کردین اونا که روزه نمیگیرن با جدیت کامل همیشه سر سفره افطار و سحر حاضرن ؟